الشيخ محمد علي الگرامي القمي

51

درسهائى از علوم قرآن (فارسى)

به ذهنم مىآيد كه در روايت اوّل « عمر و ابن ابى المقدام » و در روايت دوم « سالم بن ابى سلمة » توثيق نشده‌اند ؛ يعنى آن دو روايت مربوط به جمع كردن قرآن توسط على - عليه السّلام - قابل قبول نيستند . حضرت امام « ره » در درسشان مىفرمود : اين رواياتى كه دربارهء جمع شدن قرآن توسط على - عليه السّلام - است مربوط به اين است كه على - عليه السّلام - قرآن را طبق شأن نزول نوشته است ، نه اين كه قرآن او غير قرآن كنونى بوده است . مرحوم آقاى بروجردى مىفرمود : اين رواياتى كه دربارهء تحريف قرآن ذكر شده است ، پس از بررسيهاى فراوان مشاهده نموديم كه همهء آنها به غلات شيعه بر مىگردد . البته بعضى روايات نيز از غير غلات نقل شده ، ولى به هر حال قابل اعتماد نيستند . در زمان امامان بعدى هم اين سؤال مطرح است كه اگر قرآن امروزى قرآن واقعى نيست ، چرا آنان بيان نكردند ؟ در روايت است كه موسى بن جعفر - عليه السّلام - به صفوان مىگويد : چرا شترهايى را به هارون الرشيد كرايه دادى كه با آنها به مكه برود ؟ همين سخنان موجب حساسيّت هارون شد ، و يكى از دلايل تصميم هارون به قتل امام ، همين مسألهء و امثال آن بود . آيا قرآن به اين اندازه اهميّت نداشت كه بگويند : اى مردم خلفا دروغ مىگويند . اين قرآن ، غير قرآن واقعى است . علاوه بر اينها ، ملاك و ميزان عمل به روايات وثاقت روايت است ، نه وثوق راوى ، و ما به چنين رواياتى اصلا وثاقت نداريم . لذا ما يقين داريم كه قرآن كنونى همان قرآن « ما انزل اللّه » است كه در زمان پيامبر جمع آورى شده است . خيلى مطالب است كه انسان وقتى بيشتر فكر مىكند به جعلى بودن روايات يقين پيدا مىكند . حتى اختلاف وضو بين شيعه و سنّى كه مىخواهند به زمان ابو بكر منتسب كنند شايد از اين قبيل باشد . بعيد است كه تا آخرين روز حيات پيامبر همه مانند حضرت ، وضو مىگرفتند ، ولى بعد از وفات حضرت بلافاصله نحوهء وضو گرفتن عوض شده باشد و ادّعا كنند كه پيامبر اين طور وضوء مىگرفته است ! به نظر مىرسد لااقل يكى دو دهه بعد اين احاديث را جعل كرده‌اند .